مجتبى ملكى اصفهانى
254
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
ادلهى قائلين به جواز تقليد از ميت : 1 - آيات و روايات مربوط به جواز تقليد ، اطلاق دارند و شامل مجتهد مرده و زنده مىشوند . 2 - سيرهى عملى عقلا اين است كه در مسائل و مشكلات علوم مختلف به نظريات اهل فن مراجعه مىكنند ؛ چه زنده باشند و چه مرده . حتى مىبينيم كه مثلا فقها ، در فهم لغات و معانى آنها ، به گفته اهل لغت مراجعه و اعتماد مىكنند ، بدون توجه به زنده يا مرده بودن آنها . « 1 » 3 - تمسك به استصحاب مىكنيم . يعنى مىگوييم : عمل به فتواى فلان مجتهد جايز بود . اكنون كه مجتهد فوت كرده شك مىكنيم كه آيا عمل بر اساس فتواى او جايز است يا نه ؟ در اين صورت استصحاب مىكنيم جواز عمل به فتواى او را . در جواب از اين استصحاب گفته شده كه ما شك داريم در حجيّت فتواى مجتهد كه آيا حجيّت فتواى او مختص به زمان زنده بودن اوست يا شامل بعد از مرگ هم مىشود ؟ و با وجود شك در حجيّت فتواى مجتهد از نظر شمول و عدم شمول نسبت به بعد از مردن ، جاى اجراى استصحاب نيست ، زيرا يكى از اركان استصحاب ( يقين سابق به حجيّت فتوا حتى بعد از مرگ ) مفقود است . « 2 »
--> ( 1 ) در جواب اين دليل گفته شده : اين سيره مربوط به غير احكام است . زيرا در احكام اجماعات متعدد داريم بر تقليد از مجتهد زنده و اعراض از تقليد مرده و اين مطلب كشف مىكند كه سيره در باب احكام اينگونه بوده است تا زمان معصوم عليه السّلام . ( 2 ) الاصول العامه ، ص 654 .